السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

478

تفسير الميزان ( فارسي )

و همچنين آيه زير كه مىفرمايد : « يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيه وَلا خُلَّةٌ وَلا شَفاعَةٌ » « 1 » و آيه زير كه مىفرمايد : « يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ ، ما لَكُمْ مِنَ اللَّه مِنْ عاصِمٍ » « 2 » ، چون كلمه « عدل » در آيه اول و كلمه « بيع » در آيه دوم و كلمه « عاصم - نگهدارى از ناحيه خدا » كلماتى است كه فداء نيز بر آنها منطبق است و نفى آنها نفى فداء نيز هست . بله قرآن كريم در مورد مسيح ع شفاعت را به جاى فدايى كه مسيحيان گفته‌اند اثبات كرده و فداء غير از شفاعت است ، چون شفاعت همانطور كه در آنجا كه از آن بحث مىكرديم يعنى در ذيل آيه : « وَاتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي » « 3 » گذشت ، نوعى ظهور و كشف است از اينكه صاحب شفاعت به درگاه مشفوع قربى و مكانتى دارد ، بدون اينكه خود شفيع مالك و صاحب اختيار شفاعت باشد و يا ملكى و سلطنتى را از مشفوع عنده سلب و يا حكمى را كه او كرده بود و مجرم با آن مخالفت نموده بود باطل كرده باشد و يا بتواند بطور كلى قانون مجازات را باطل كند ، بلكه شفيع با داشتن تقرب به درگاه خداى تعالى دعا و استدعا مىكند تا مشفوع عنده كه در بحث ما خداى تعالى است در ملك خود ( يعنى گنهكارى كه محتاج شفاعت است ) تصرفى كند كه هر مالكى مىتواند در ملك خود آن گونه تصرفات را بكند ، تصرفى كه حق باشد - كه يكى از آنها - عفو است كه براى مولى جايز است اين حق خود را به كار بزند ، هم چنان كه مىتواند آن را به كار نبسته و عبد خود را به خاطر عصيانش عذاب كند چون عذاب كردن نيز قانونى است همانطور كه عفو قانون است . پس كار شفيع اين است كه مشفوع عنده ( يعنى مولا ) را تحريك كند و از او استدعا نمايد در موردى كه عبد استحقاق عقوبت دارد از حق ديگر خود يعنى عفو و مغفرت استفاده كند . اين است كار شفيع ، نه اينكه بخواهد ملك و سلطنت مولا را از او سلب كند ، به خلاف فداء كه همانطور كه گفتيم نوعى معامله است كه سلطنتى را كه مولا بر گنهكاران داشت از او سلب مىكند ، در مقابل سلطنتى به او مىدهد كه شخص فدايى را به عوض گنهكاران عقوبت كند و ديگر سلطنتى نسبت به گنهكاران نداشته باشد . دليل ما بر آنچه گفتيم آيه شريفه : « وَلا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِه الشَّفاعَةَ ، إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ »

--> ( 1 ) « سوره بقره ، آيه 254 » . ( 2 ) « سوره مؤمن ، آيه 33 » . ( 3 ) « سوره بقره ، آيه 48 » .